مهدى محقق

19

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى )

اول ، درمان با غذا و ورزش و مانند آن . دوم ، درمان با بط ( شكافتن ) و قطع و داغ كردن و شكسته‌بندى « 30 » خلاصهء باب ششم باب ششم در معرفى فرقه‌هاى مختلف پزشكى است كه هريك نظر و روش خود را در امر شناخت بيمارى و كيفيت درمان دارند . مؤلف مىگويد كه همهء پزشكان بر اين امر اتفاق دارند كه هدف پزشكى افادهء صحت يعنى رساندن سلامتى به بيمار است ، ولى در روش به دست آوردن چيزهايى كه مفيد صحت هستند اختلاف دارند . برخى مىگويند آن چيزها به وسيلهء تجربه به دست مىآيد و آنان را « اصحاب تجربه » خوانند و برخى ديگر معتقدند كه تجربه به تنهايى در اين امر كافى نيست بلكه تجربه بايد با قياس توأم باشد و اينان را « اصحاب قياس » گويند « 31 » . گروه سومى هم هستند كه به نام « اصحاب الحيل » خوانده مىشوند ؛ زيرا ، آنان مىپندارند كه در خلاصه كردن طب حيله ورزيده و فضول و زوايدى كه اصحاب تجربه و اصحاب قياس خود را بدان مشغول داشته‌اند از پزشكى حذف كرده‌اند « 32 » . ابن هندو در توصيف و معرفى اين سه فرقه چنين ادامه مىدهد : اصحاب تجربه مىگويند طب به وسيلهء تجربه استخراج مىگردد و معنى تجربه همان عملى است كه از حس به دست مىآيد و نيز گويند كه اصول و قوانين طب به چهارچيز حاصل مىگردد : 1 . اتفاقى ، 2 . ارادى ، 3 . تشبيه ، 4 . نقل از چيزى به شبيه آن « 33 » .

--> ( 30 ) . جالينوس در آغاز كتاب فى اجزاء الطب تقسيمات متعددى را از پزشكى نقل كرده است ، از جمله : علاج يد ( جراحى ) و استعمال دارو ، درمان و بهداشت ، درمان سالخوردگان و درمان كودكان ، تزيين طبى و تزيين تحسينى . او سپس مىگويد كه در شهرهاى پرجمعيت ، مثل رم و اسكندريه ، پزشكى جنبهء تخصص به خود مىگيرد و هر جزء از اجزاء بدن انسان ممكن است پزشكى خاص و پزشك خاصى داشته باشد . ص 28 . ( 31 ) . اصحاب مكتب تجربه ( emPiricism ) به نامهايى كه مشتق از رصد و تحفظ و تذكر است خوانده مىشوند و اصحاب مكتب قياس ( dogmatism ) به نامهايى مشتق از صريمة الرأى و قياس با آشكارا بر پنهان نام برده مىگردند . الفرق ، جالينوس ، ص 15 ؛ التجربة الطبية ، جالينوس ، ص 65 . جالينوس مىگويد كه فن پزشكى در آغاز امر به وسيلهء قياس و تجربه باهم استخراج گرديده و هركه هر دو را به كار بندد خوب مىتواند به درمانهاى پزشكى بپردازد . التجربة الطبية ، ص 2 . دو روش قياس و تجربه در ساير امورى كه در ارتباط با پزشكى و تندرستى بوده به كار مىرفته است . چنان‌كه اسحاق بن سليمان مىگويد : « پيشينيان اجماع كرده‌اند بر اينكه آگاهى بر طبيعت غذاها به دو طريق ميسر است : يكى تجربه و ديگرى قياس » . كتاب الاغذية ، ج 1 ، ص 15 . ( 32 ) . اصحاب مكتب طب حيلى ( methodism ) خود را قاصدان طريق خوانند و آنان براى درمان ، توجه به عضو دردناك و علت بيمارى و سن بيمار و فصل بيمارى و نيرو و طبيعت بيمار ندارند بلكه از خود بيمارى به درمانى كه سودمند باشد استدلال مىكنند . الفرق ، جالينوس ، ص 44 . ( 33 ) . براى تفصيل اين چهار نوع رجوع شود به كتاب الفرق ، صص 17 - 20 .